Dec 25th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
در رابطه با محرم همین جمله از دکتر شریعتی بس نتیجه گیری اش پای خودتان:
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود، افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
برچسب ها: امام حسین, تاسوعا, دکتر شریعتی, عاشورا, محرم, کربلا
Dec 1st, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
این روزها اوضاعم خیلی ناجوره.
خیلی درگیرم با خودم!
البته یواش یواش دارم بهتر میشه اوضام.
به هیچ وجه از این مدل پستا خوشم نمیاد ولی بهتر از خاک خوردنه.
اجالتا این چند وقت توجه چندانی به وبلاگ نمیکنم
همین!
برچسب ها: اوضاع و احوال
Oct 27th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
سلام
چند وقته اینترنت رو ول کردم چسبیدم به درس
البته دیگه خداحافظی نمیکنم:دی
فعلا مشغولم
تابعد…
برچسب ها: اندر احوالات
Sep 4th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | 2 دیدگاه »
دو سه روزه که نتیجه کنکور دانشگاه آزاد اومده .
قبول شدم! مهندسی نفت/حفاری و استخراج نفت
مهندسی نفت رشته مورد علاقه منه. خب قبول شدم ولی نمیرم
دانشگاه ازاد وضع خاص خودشو داره.
کلی پول میدی کلی زحمت میکشی میای بیرون میگن فلانی دانشگاه ازادیه در حالی که (از نظر من) وضع آموزش دانشگاه آزاد اگه بهتر از دولتی نباشه از اون کمتر هم نیست.
این (****) هم که با دانشگاه ازاد لجه.
حیف شد!
برچسب ها: حفاری و استخراج نفت, دانشگاه آزاد, مهندسی نفت
Sep 4th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
حدود یک سال پیش بود به طور جدی شروع به درس خوندن کردم
یه اتلق داشتیم بالای ساختمون رو پشت بوم! (ملقب به خرپشته یا خرپشتک:دی) که تبدیل به انباری شده بود
اونجا رو خالی کردیم ، رنگ زدیم و ترتمیز کردیم.
میزو صندلیمو بردم بالا. کتابامو چه درسی چه غیر درسی:دی بردم اونجا.
شبا اتاقو رنگ میزدیم چه اسمونی بود چه منظره ای .
اون روزا احساس خوبی داشتم فکر میکردم راه چندان مشکلی روبروم نیست و به خیال خودم سال بعد راحت کنکور قبول بودم.
به هر حال گذشت .
امروز اون اتاق برای من یه خاطره است اون اتاق محل زندگی حدود یک سال منه . حیف که نتیجه زحمتا اون طور نشد که میخواستم.
البته هنوز هم امیدی هست
فردا اتاقمو بعد از 2 ماه تمیز میکنم .
شاید شروعی دوباره ,اینبار با دید باز و تجربه کافی…
برچسب ها: احساس خوب, امید, انباری, تجربه, خاطره, خرپشته, خرپشتک, دید باز, کنکور
Aug 24th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
چند هفته پیش بود که از یه dvd فروش کنار خیابون یه dvd گرفتم.
هر5 فیلم هری پاتر !
1تا3 اش دوبله بود حال نداد! قبلا دیده بودم.
نمیدونید چه حسی داشت دیدن فیلم 4و5 به خصوص4 خیلی برام جالب بود.
همین روزا بود که فیلم 6 هم اومد و من دانلودش کردم که از شانس خوبم :دی خراب از آب دراومد.
باز به اون dvd فروش محترم مراجعه کردمو از اون خریدم.
علی رغم پرده ای بودن کیفیت بسیار جالبی داشت .
فیلم 6 فیلم بدی نبود ولی میشد بهتر باشه… مثلا مراسم تدفین دامبلدورو میشد توش آورد یه نکته مزخرف تو فیلم این بود که خیلی به روابط شخصی شخصیتا گیر داده بود:دی
بعد از دیدن فیلم 6 دچار تب شدم! تب از نوع هری پاتری تبی که در اون نیاز داری به خوندن ادامه داستان.
این شد که دوباره شروع به خوندن کتاب 7 کردم…
کتاب هفت رو با ترجمه ی وبلاگ هری پاتر2000 خونده بودم این بار نسخه موبایل این کتابو پیدا کردم با ترجمه علی نیلی که ترجمه خوبی بود.
البته وبدا اسلامیه هم ترجمه خوبی داره فقط ترجمه وردا و اسم بعضی از شخصیتا تو کتابای اول آدمو اذیت میکنه:دی
کتاب 7 رو تموم کردم حس بدی داشتم هری پاتر خوب تموم نشد.
مشخص نشد شغل شخصیتا چیه و… میتونست بهترش کنه البته قرار نیست هر چی ما بخوایم تو کتاب باشه.
نو جوانی من با هری پاتر گذشته است! من با هری پاتر بزرگ شده ام. هری پاتر قوه تخیل من رو سروسامان داد طوری که من تو 14 سالگی یه داستان نوشتم !!
فیلم 7 دوقسمته ! این تب باز هم به سراغم خواهد آمد…
برچسب ها: dvd, تب هری پاتر, ترجمه, دامبلدور, دوبله, شانس, علی نیلی, قوه تخیل, مراسم تدفین دامبلدور, نسخه موبایل, نوجوانی, وبلاگ هری پاتر 2000, ورد
Aug 24th, 2009 دسته : نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »
سلام رفقا
من اصولا خواب زیاد میبینم:دی
اما دیشب یه خوابی دیدم که خیلی نکته داشت حیف نمیشه اینجا براتون بگم.
این خواب منو بیدار کرد بهم یاد آوری کرد که باید شیوه زندگیتو عوض کنی به من یه دورنما از خودمو داد تا همین الان تو فکر اون خوابم.
امیدوارم بتونم خودمو تغییر بدم.
خدایاکمکم کن!
یاحق…
برچسب ها: بیداری, خواب, دورنما, شیوه زندگی, یاد آوری
Aug 23rd, 2009 دسته : نوشته های شخصی | 1 دیدگاه »
خب چند روزیه اینترنت نمیام البته اومدوم ولی اعصابم از دست سرعت خورد شد برگشتم:دی
ماه رمضونه هم اومد به سلامتی.قبل از افطار میرم باشگاه داغون میشم میام!
در حال مشاهده چیزاییم که دانلود کردم.
روزا نمیام اینترنت نصفه شب میام! کسی کار داشت اون موقع در خدمتم.
برچسب ها: افطار, اینترنت, باشگاه, سرعت, ماه رمضون, نصفه شب