یکسال گذشت
Sep 4th, 2009 دسته نوشته های شخصی | بدون دیدگاه »حدود یک سال پیش بود به طور جدی شروع به درس خوندن کردم
یه اتلق داشتیم بالای ساختمون رو پشت بوم! (ملقب به خرپشته یا خرپشتک:دی) که تبدیل به انباری شده بود
اونجا رو خالی کردیم ، رنگ زدیم و ترتمیز کردیم.
میزو صندلیمو بردم بالا. کتابامو چه درسی چه غیر درسی:دی بردم اونجا.
شبا اتاقو رنگ میزدیم چه اسمونی بود چه منظره ای .
اون روزا احساس خوبی داشتم فکر میکردم راه چندان مشکلی روبروم نیست و به خیال خودم سال بعد راحت کنکور قبول بودم.
به هر حال گذشت .
امروز اون اتاق برای من یه خاطره است اون اتاق محل زندگی حدود یک سال منه . حیف که نتیجه زحمتا اون طور نشد که میخواستم.
البته هنوز هم امیدی هست
فردا اتاقمو بعد از 2 ماه تمیز میکنم .
شاید شروعی دوباره ,اینبار با دید باز و تجربه کافی…
